الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

231

الغدير ( فارسي )

در برابرتان سر خواهد رسيد كه وقتى مىميرد بر غير سنت من است . و معاويه سر مىرسد . ( 1 ) 12 - در نامه اى از مولاى متقيان امير مؤمنان على عليه السلام به معاويه چنين آمده : « نامه ات رسيد ، نامهء كسى كه بصيرتى ندارد تا هدايت نمايدش و نه رهبرى تا به راه خردمندانه درآورد ، هواى نفسش او را خوانده و او آن دعوت را اجابت نموده است ، و گمراهى او را كشانده و او به دنبالش كشيده شده است . . . اما افتخاراتم در دورهء اسلام ، و خويشاونديم با پيامبر خدا ( ص ) و منزلتم نسبت به قريش را به جان خودم اگر مىتوانستى انكار يا رد نمائى انكار و رد مىكردى » و به روايتى ديگر چنين عبارتى : « از طرف تو اندرزى دراز و نامه اى مركب آلوده به من رسيد ، نامه اى كه با گمراهيت نگاشته و با عقايد و نظريات تباهت امضا كرده و به پايان رسانده اى ، نامهء كسى كه بصيرتى ندارد تا هدايت نمايدش و نه رهبرى تا به راه خردمندانه درآورد ، هواى نفسش او را خوانده و او آن دعوت را اجابت نموده است ، و گمراهى او را كشانده و او به دنبالش كشيده شده است . . . » ( 2 ) 13 - در نامه اى از امام ( ع ) به معاويه چنين نوشته است : « اين گمراهى و بيراهه روى را كه در سالخوردگى و سپرى شدن عمرت در وجودت ريشه دارد ، از وجود خودت ريشه كن ساز ، زيرا تو امروز وضع جامهء پوسيده اى را دارى كه هر گوشه اش را درست كنند ، گوشهء ديگرش واخواهد رفت . تو يك نسل پر شمار از مردم را گمراه كرده اى ، و با بيراهه روىات فريفته اى ، و به درياى خويش افكنده اى تا تاريكىها فرا گرفته شان و شبهه‌هاى متلاطم به اين سو و آن سو پرانده شان ، و از راه صوابشان منحرف و به يك سو گشته‌اند و رجعت كرده‌اند و باز گشته‌اند به حال ديرينه جز آن عده با بصيرتى كه از تو رو برگردانده و ايشان پس از شناختن تو ترا ترك كرده‌اند و از همكارى و كمك به تو گريخته‌اند رو به خدا ، چون آنان را به دشوارى و

--> ( 1 ) - كتاب صفين ، نصر بن مزاحم . ( 2 ) - عقد الفريد 2 / 233 + كامل ، مبرد 1 / 157 ، و در چاپ ديگر 225 + كتاب صفين 64 + الامامة و السياسة 1 / 77 + نهج البلاغه 2 / 5 + شرح ابن ابى الحديد 1 / 252 و 3 / 302 .